من !

بندری ام و عاشق دریا و صدای موجاش.دبیر ریاضی ام،‌متاسفانه این رشته رو به اصرار مامان و بابام انتخاب کردم که هر دوشون فرهنگی بودن زورشون به خواهر بزرگه نرسید منو مجبور کردن ،‌نمی دونم این حس اجبار بود یا واقعا این رشته رو نمی خواستم که این احساس نا امیدی از داشتن یه کار مورد علاقه رو واسه چند سال اول کارم انداخت به جونم ولی یه چند وقتیه فکر می کنم یه جورایی دارم علاقه مند می شم شاید واسه خاطر اینکه تازگیا دارم طعم خوش تعطیلی طولانی رو می چشمچشمک ( آخه سالا ی اول تدریسم ادامه تحصیل هم می دادم و ترم تابستونه واسه رشتمون اجباری بود)‌

سال ٨۶ ازدواج کردم ، آشنایی قبلی نداشتیم ولی من وقتی دیدمش فکر کردم می تونیم باهم خوب باشیم و همدیگه رو دوست داشته باشیم،‌باورم نمی شه که اینهمه مدت گذشته بس که دو سال اول زندگی درگیر تدریس و تحصیل و ساخت خونه بودم.البته من خونه رو نمی ساختما ! ولی  وام های با سودای کلان و پرداخت کل حقوقم واسه اینکه خونه زودتر تموم بشه خیلی بهم فشار می آورد ،‌آخه همسرم هم سال اول ازدواجمون هنوز منتظر آگهی استخدام بود  و یه کار آزاد داشت.حالا خونه تموم شده من موندم و کلی وام و حقوقی که دیگه هیچی ازش نمونده و یه عالمه غصه و رابطه ای که روز به روز داره سردتر می شه.

و زندگیه و روزگاره که داره می گذره تصمیم گرفتم دیگه غصه نخورم و به خودم بیشتر بها بدم و یه کم واسه خودم هم وقت بزارم.دلم یه تغییر اساسی میخواد یهو پاشی و ببینی... امیدوارم همه به آرزوهاشون برسن ،‌من دلم نمی خواد یه بازنده باشم یه شعره که می گه: گاهی یه بازنده برنده می شه ، رویاپردازی کن . تلاش کن تا بهشون برسی

تغییرهای زندگی ام  را
                               آغاز کرده ام
تغییر های بزرگی که
بعضی مرا به ورطه ی اندوه خواهد برد
بعضی مرابه دام خطر خواهد انداخت
بعضی تمام وقت مرا خواهد خورد

اما هر آنچه پیش بیاید
از راه خویش باز نخواهم گشت
اینها
     همه
            به خاطر توست
که مرا
در لحظه های خوب و بدم می بینی
و جانم را
              از اطمینان 
                             سرشار می کنی

« گیل نیشی موتو »

/ 10 نظر / 8 بازدید
ماشا

سلام. موفق باشی و بهروز. به من سر بزن و نظر فراموش نشود.

فافابرلیک

خب جالب بود اما این خود انسانها هستند که میتوند بلند شوند و بهترین باشند در زمینه زندگیشون و من راضیم از این زندگی...چون هم کار هم تلاش هم پول هم سفر و این ها باعث گرم شدن دوباره خانواده میشود...

خانومی

موفق باشی و سعی کن بعد از این همه تلاش از نتیجش لذت ببری

آرش

سلام خوش اومدید

آرش

سلام خوش اومدید

سحر

خوشحالم که به جمع ما÷یوستی دوست عزیز

سحر

به جمع وبلاگ نویسان خوش اومدی کارانای عزیزم

دون ژوان

بچه کدوم بندری؟ منم بچه بندرم و ساکن بندرم بچه بندری در شمال ساکن بندری در جنوب

آرمیلا

سلام کارانا جون خوشحالم که به عالم وبلاگ نویسی ملحق شدی من یه وبلاگ دارم که در مورد مد و فشن هست خوشحال میشم سر بزنی http://aroos1.mihanblog.com یه وبلاگ هم دارم مثل وبلاگای شما که گاهی توش می نویسم خوشحال میشم بیای http://fekr-mosbat.bloga.com