این روز ها

 

 

سلاااااااااااااام !نیشخند

 

تازه از مدرسه برگشتم. بالاخره اولین امتحان نوبت دوم برگزار شد . البته این امتحان از یه کلاس سوم بود و درس آمارشون و خارج از برنامه باید می گرفتم. یکی از بچه ها هم اینقدر اذیت کرد که چند دفعه تصمیم گرفتم برگه رو ازش بگیرم. پررو بعد امتحان می گه اینقدر سر جلسه سرم داد کشیدی امتحانمو خراب کردم !! تعجبعصبانی

    خلاصه این روزا بدجور گرفتار تایپ سوالام هستم از هفته بعد هم اولین امتحان با درس خودم یعنی ریاضی شروع می شه. کلی هم مراقبت امتحانی دارم . ولی همین که می دونم دیگه از درس دادن خبری نیست کلی جای خوشحالیه دیگه حسابی خسته شده بودیم هم من و هم دانش آموزام . اوه

    این روزا یه کار مهم دیگه هم داریم ، بالاخره داریم آشپزخونه رو کابینت می کنیم . و البته هفته قبل هم هال و آشپزخونه و غذاخوری رو رنگ کردیم . بالاخره کم کم قسطای خونه داره کم می شه و می تونیم یکم به خونه برسیم . خدا نصیب نکنه تو این سه سال اونقدر سر ساخت خونه سختی کشیدیم که حالا فکر می کنم اگه همسر از اولش خونه داشت الان چه چیزا که نداشتیم . متاسفانه در بدترین شرایط هم خونه ساختیم تو گرونی مصالح و کمبود سیمان و ... ولی به هر سختی و زحمتی بود بالاخره تموم شد هر چند که هنوز یه نواقصی داره .

از سال 89 هم خیلی راضیم بالاخره همسر رو از فروشگاه شریکیشون کشوندم بیرون   ابروشیطانزباننیشخندعینک. البته خودش خواست . من از موقع عقد با این کارش مشکل داشتم . آخه اصولا قرار بود قبل از عروسی از این کار بیاد بیرون . همیشه از کار شریکی بدم میومد مخصوصا با کسی شریک باشی که نیات خوبی هم نداشته باشهآخ

همسر البته خودش هم می خواست . می خواست به اون رشته هنری که یه عمریه دوست داره بیشتر برسه . منم می خوام از تابستون همین کارو بکنم . دو تا از قسطامون تموم شدن . همسرم تو کلاس هنری مورد علاقش ثبت نام کرد هر چند هر دو هفته یکبار مجبوره به خاطرش بره شیراز ولی خیلی خوشحاله . یکی از وسایل خیلی ضروریه خونه رو خریدیم .

به سال 90 هم خیلی خوشبینم . امیدوارم سال خوبی باشه برای همه .

نیشخندراستی اینم سفره هفت سینمون

 

/ 3 نظر / 12 بازدید
مریم پاییزی

سلام عزیزم خوشحال شدم از آشناییت البته منم تهران زندگی نمی کنم ولی نزدیک هستیم و میتونیم بریم نمایشگاه اینجور که فهمیدم دبیر هستی نه ؟ پس هفته ی معلم رو بهت تبریک می گم . دیگه راحتم شدی دیگه مدرسه ها تقریبا تعطیل شدن [شوخی]

بانو

خسته نباشی... منم از کار شریکی متنفرم...

دون ژوان

کجایی حاج خنوم انگیزه نوشتن رو از دست دادی؟