؟

سلام

دلم چقدر تنگه واسه اینجا و همه ی دوستانی که وبلاگاشون رو می خونم و همه ی وبلاگایی که به خوندنشون عادت کردم.

نمی خوام اینجا بعد یه مدت سوت و کور بشه ولی می بینم که این اتفاق داره می افته؟!  این روزا سرم خیلی شلوغه صبح و بعد از ظهر که مدرسه می رم کمه  !شبا هم می رم مدرسه واسه کلاسای ضمن خدمت همه ی زندگیم تو مدرسه می گذره نمی دونم یهو چرا این همه سرم شلوغ شد ! وقت نمی کنم یکم خونه رو مرتب کنم فقط دلم می خواد یه خواب آسوده داشته باشم وقتی می خوابم هم همش خواب مدرسه رو دارم می بینم. هی فکر می کنم کتابام عقبه تعطیلی پشت تعطیلی هم که داره از راه می رسه درس دادنم هم که همیشه ی  خدا کند بود تا یه مبحثی رو درس بدم و تموم بشه پدرم در میاد آخه بس که فکر می کنم باید خیلی مطلب رو کامل بگم تا بفهمند و این روزا هم که کم کم دارم فکر می کنم دارم زحمت بیهوده می کشم و آب در هاون می کوبم تو هر کلاسی به تعداد نصف انگشتای دست هم دانش آموز علاقمند نمی بینم نمی دونم چکار کنم . گاهی از مدرسه که میام فقط می خوام بخوابم و فراموش کنم

یعنی همه جا وضع همینه ؟ بعضی همکارا که یه مدت شهرای دیگه تدریس داشتن می گن  همه جا وضعیت همینه ولی من که نمی تونم باور کنم .

خوبه امروز ٩ کلاس دارم فعلا خونم و اومدم یه چیزی بنویسم تا یکم دلم خالی بشه باور کنین کلی وبلاگ هم بازه واسه خوندن که تو این مدت نتونستم بخونم گفتم اول هر چی متن نخونده دارم بخونم بعدا بیام پیام بدم

پیش پیش  این ا ع ی اد رو هم تبریک می گم امیدوارم به همه خوش بگذره سه شب آینده رو هم من جشن عروسی دعوتم . می رم خستگی در کنم !

/ 3 نظر / 5 بازدید
تارا

خسته نباشی عزیزم.

هیلدا

سلام عزیزم خسته نباشی سعی کن اینقدر فکرت رو مشغول نکنی و یک کم به زندگیت و از همه مهمتر به خودت برسی رسیدگی به روح و روان و جسم خودت از همه مهمتره باقی مسائل رو ولش از همین امروز تصمیم بگیر که لااقل در ساعاتی که مدرسه نیستی دیگه بهش فکر هم نکنی حتما موفق میشی