من و مدرسه و کلی کار انجام نشده

این روزا بدجوری سرم شلوغه، تازه اول آبانه ولی باید دیگه کم کم به فکر امتحانات مستمر باشم. هفته ی پیش امتحان ماهانه ی مهر رو گرفتم و الان هم کلی ورقه ی تصحیح نشده دارم. از دیشب کلاسای ضمن خدمت هم شروع شده و شبی دوساعت هم اینجوری وقتم گرفته میشه . امروز بعد از ظهر هم امتحان زبان دارم ( کلاس زبان می رم ) خلاصه اینجوریه که چون کلی کار هم تو خونه دارم که باید انجام بدم الان اینجام نیشخند هی می خوام زود به زود به روز کنم نمی شه اونوقت یه روزی که مثل امروز خیلی بیکارمزبان می یام می نویسم .دلم یه تعطیلی درست و حسابی می خواد ... خیلی پر روام نه من کل تابستون رو تعطیل بودم مثلا !
هر سال که می گذره سال بعدش تدریس سخت تر می شه . هی بچه هایی رو می بینم که الان دبیرستانن و تو جدول ضرب و یه جمع و تفریق ساده می مونن. و به هیچ صراطی هم مستقیم نمیشنمنتظر افسوس آخه بیشترشون سال پیش مخصوصا سال اولیا نمره نیوردن و با تک ماده ! و تبصره اومدن یه سال بالاتر بدون اینکه نسبت به سال قبل و قبلتر و قبل ترش !! چیزی به دانش و درک و فهمشون اضافه شده باشهابله.موندم که سیستم آموزشی ما می خواد به کجا برسه با این برنامه هاش ؟!
نمی دونم اینجا اینجوریه یا بقیه ی شهر ها هم همینجوریه ؟
زندگی هم که هر ماه داره سخت تر می شه دریغ از یه ذره پس انداز.قسط یه چیزی تموم می شه مجبوری واسه یه چیز دیگه وام بگیری . همش می خوای بدویی واسه پول در اوردن زندگی یعنی این واقعا ؟! من که هیچ وقت اضافه کاری نمی گرفتم امسال گرفتم به قیمت کم کردن از خوابم و کمر درد و خستگی بیشتر، بس که سر کلاس وایمستم.چند سال دیگه هم لابد مشکل حنجره می گیرم . ریاضی هم سخته ها مخصوصا که بخوای تو مخ یکی که نمی خواد فروش کنی !
خوب خوب با این حال این روزا تو خونه جو آرومیه و این حداقل چیزیه که دلم بهش خوشهلبخند
کلاس ضمن خدمتی که می رم در مورد اقدام پژوهی هست اینکه یه مشکلی رو بیان کنی که تو کار یا محیط اطرافت بوده ( بیشتر آموزشی ) وبعد با کارایی که انجام می دی یا قبلا انجام دادی باعث رفع مشکل بشی .
کلاس کارگاهیه و باید همون موقع یه موضوع واسه طرحمون می گفتیم من اصلا حالش رو نداشتم بیشتر هم واسه اینکه قبلش رفته بودم با همسرم خرید و کلا تو یه حس دیگه بودمخیال باطل خلاصه هر چی به مخم فشار می آوردم چیزی به ذهنم نمی رسید. هی شیطون می رفت تو جلدم که بیام و یه مطلب آماده از اینترنت بگیرم و کم کم تو کلاس با هر جلسه یکمشو  رو کنم شیطان  ولی دیدم استاد به نظر اهل اینترنت باشه و رسوا بشم مخصوصا که می دونستم سخت گیر هم هست خلاصه بی خیال شدم و کار کردن رو موضوع هم به کارام اضافه شده.
خلاصه که سرم خیلی شلوغه این روزا

/ 5 نظر / 6 بازدید
سحر

واااا هنوز مدرسه ها شروع نشده امتحان مستمر ؟؟؟ بابا دست از سر این بچه های بی نوا بردارین تو رو خدا... صد آفرین که میری کلاس زبان... صدها هزار آفرین...

بانو

امیدوارم موفق باشی تو همه کارهات... [چشمک]

خانومی

وای امتحان از الان اصلا دلم نمی خواد به عقب برگردم

سحر

چطوری؟؟؟ کم پیدایی...