سلام

سلام!

بالاخره بعد از مدت ها وبلاگ خونی و به قول بچه های وبلاگ نویس خواننده ی خاموش بودن تصمیم گرفتم یه وبلاگ بسازم و منم از دنیای خودم و خاطرات زندگیم بگم از خود راضیهر چند یه وبلاگ داشتم قبلا که از دوره ی دانشجویی توش می نوشتم بیشتر مربوط به رشتم بود ولی نمی دونم چرا اینجا حس می کنم دنیای بهتریه آخه کسی اینجا منو نمی شناسه عینکحداقل فعلا، که خیلی دلم می خواد با خیلی از وبلاگ نویسایی که یه مدته می خونمشون دوست بشم خجالت.

به امید روزای خوش و خاطره انگیز واسه همه و همین طور خودم و همسرم ،‌آخه به زودی میرم سفر ان شا الله میریم مشهد.واسه همه دعا می کنم...

/ 0 نظر / 13 بازدید